گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )
17
سفر در ايران ( فارسى )
رديف داستانهاى رولاند خشمناك مىباشد . آقاى لانگلس مىنويسد كه در دوران فرمانروايى اشكانيان و ساسانيان افسانهها پايان مىپذيرد و رويدادهاى واقعى جانشين اوهام گذشته مىگردد . به عقيدهى وى تاريخ مستند ايران از اين زمان آغاز مىشود . به اين دليل من هم از اينجا شروع مىكنم و به ذكر بعضى جزييات كه روشنگر حقايقى دربارهى اين قسمت از تاريخ جالب ايران است خواهم پرداخت . بنابراين ، سومين سلسله اشكانيان است كه موسس آن شخصى به نام آرشال بوده ، كه بعدا به نام اشك اول معروف شده است . اين پادشاه همان كسى است كه در سال 256 قبل از ميلاد مسيح شاهنشاهى پارت را بنيان نهاد كه در مدت چندين قرن شهرهى آفاق بود . اين سلسله در مدت چهارصد و هفتاد سال دوران فرمانرواييش فقط توانست تصويرى از جنگهاى وحشتناك و انقلابها و جنايات نفرتانگيز عرضه بدارد . تحت فرمانروايى اين سلسله جنگهاى درازمدت پارتها و روميها آغاز گرديد . شكست كراسوس كه باعث نامور كردن پارتها شد كينهى دشمنان مغرور را از نو برانگيخت و بالاخره به نوبهى خود آنها را شكست دادند و سبب اصلى نابودى اشكانيان در سال 255 گرديدند . همينطور ، دوران سلطنت سلسلهى ساسانيان كه جانشين اشكانيان گرديد براى روميها نكبتبار بود . والرين امپراتور روم در ارمنستان شكست خورد و به اسارت شاپور اول درآمد . « 1 » در اين سلسله شاپور اول و دوم ، اردشير و خسرو ملقب به انوشيروان ( عادل ) افتخاراتى براى ايران كسب نمودند كه همراه با كشتارها ، مسموم كردنها و اعمال خشونتآميز و
--> ( 1 ) - امپراتور مغلوب مورد بزرگترين تحقيرى كه به وسيلهى نقوش برجسته به نسلهاى بعد منتقل شده ، قرار گرفته است . اين نقوش كه تا اندازهاى خوب حفظ گرديده ، روى صخرههايى نزديك شهر شاپور حجارى شده است . روى يكى از آنها امپراتور نگونبخت ديده مىشود كه زانو بر زمين نهاده ، در برابر فاتحش خم شده است . دو دستش به هم متصل مىباشد و به سوى جلو ، گويى براى جلب ترحم استغاثه مىنمايد .